نهيب ممتحنه
با نام و ياد خالق سبحان متعال عريضه ام را آغاز مي كنم . در آشفته بازار نشر و تاليف ، كتابي يافت مي شود با عنوان « فرهنگ سخنان حضرت فاطمه » . با مطالعه ي فرازهايي از اين كتاب آن چنان چشمه هايي از علم و نورانيت در ضمير گوينده ي اين مطلب شروع به جوشيدن كرد كه به نور سخن فاطمه سلام الله عليها حجاب هاي ظلماني چندساله در قلب و روان اين كوچك به سرعتي فراتر از سرعت نور مرتفع شد . و چه مي كند كلام حضرت ام ابيها با دلهاي مشتاق و زبان هاي مولع به معرفت پروردگار . چه نيكوست اينكه جماعت محبين و مامومين آن حضرت به اتفاق جرعه جرعه از كوثر كلام حضرت فاطمه بنوشند و استسقاي لايدركي كه به سبب ضعف ايمان در اعماق دل هاي ما رخنه نموده به بركت احاديث و اشارات اين بانوي محدثه التيام يابد .
فاطمه را حقيقت ليله القدر مي نامند و مي گويند همانگونه كه عقل فرزند آدم در فهم معناي شب قدر در مرحله ي " و ما ادريك " متوقف است ، قوه ي وهم هيچ موجود ذي شعوري لايق و مستعد ادراك ذات و كنهيّت حضرت فاطمه نمي باشد . كه لقب فاطمه را نيز بهمين سبب به ايشان منسوب داشته اند . تفحص در دايره ي صفات حضرت زهراي مرضيّه را مي گذارم در آينده اي نچندان دور و نچندان نزديك كه عقل قلم در اين راستا به سرمنزلي رسيده باشد تا آشفتگان كوي اين بانوي عاليه را در برهوت سخن سرگردان نكند . براستي كه برخي معاني را هرچه بيشتر توضيح دهي پيچيده تر مي شوند و شاحت برخي از صاحب منصبان را هرچه بمدد القاب و صفات بخواهي بزرگ جلوه دهي كوچك كرده اي و هربار بخواهي به ايشان چيزي بيافزايي در واقع از ايشان مرتبه اي كاسته اي .
در كتابي كه ياد شد گوشه هايي از مويه هاي غريبانه ي حضرت نيز در دايره ي كلمات گنجانده شده . در ميان آن همه واگويه ي بغض آلود يكي بيش از همه آتش به جان دفتر مي اندازد و آن گلايه ي حضرت انسيّه است از جناب سلمان . سلماني كه در چشم پيامبر داراي قيمتي است و در كلام مولا از او به نيكويي ياد شده . وقتي سلمان فارسي بدعوت حضرت امير به محضر حضرت فاطمه شرف حضور مي يابد ، حضرت صديّقه ي طاهره به محض ورود وي مي فرمايند : يا سلمان ! جفوتني بعد وفاة ابي . يعني سلمان بعد از مرگ پدرم به من جفا كردي .
اين توبيخ و گلايه يا از سر توقع بالايي است كه از جناب سلمان انتظار مي رفت و از جنس سخناني چون « والمخلصون في خطر عظيم » است و يا بدليل قصوري است از ناحيه ي جناب سلمان كه ما از آن مي خبريم . غرضم از ذكر اين مطلب اين بود كه متن سخن حضرت زهرا در واقع هشدار و زنگ خطري است براي ما . چه اينكه سلمان با آن همه سابقه ي درخشان و دست يابي به سرحد اعلاي ايمان باز هم نتوانسته حق دختر پيامبر را آنچنان كه بايد ادا كند . مكند روز قيامت ما نيز مخاطب اين جمله ي سنگين و شكننده ي حضرت باشيم . من آنچه شرط بلاغ است با تو مي گويم ... والسلام
